عاشقانه ها | ||
|
![]() ![]() ![]() ![]() بی نگاهِ عشق مجنون نيز ليلايي نداشت برچسبها: اشعار عاشقانه"شعرعاشقانه"تو خوبی, [ دو شنبه 28 اسفند 1391
] [ 20:26 ] [ حامد ]
من درد تو را به درد مندان ندهم من مهر ترا به هيچ مسلمان ندهم گر روزي فرشته گان ز من جان طلبد تا روي ترا نبينم من جان ندهم
برچسبها: به هیچ کسی نمی دهمت, [ دو شنبه 28 اسفند 1391
] [ 20:14 ] [ حامد ]
![]() ميروم كزعشق جانان محشرى برپا كنم
عالمى با عشق خود ديوانه وشيدا كنم ميروم ازخويش يارب تا درين شهروديار عاشق شوريده ومجنون چوخود پيدا كنم كيست بامن اى رفيقان همدم وهمراز دل تابگويم درد دل تاعقده دل باز کنم. برچسبها: میروم, [ یک شنبه 27 اسفند 1391
] [ 11:18 ] [ حامد ]
سایه گمگشته ای در یک کویرم کیستم پرسشی بی پاسخم در جستجوی کیستم یک قدم تا انتهای دردهایم مانده است منتظر تا اینکه باز آیی ، بگویی کیستم روی دوش خسته ام آواری از دلواپسی ست از کدامین سمت می آیی ، بگو می ایستم روبروی آینه تصویر خود گم کرده ام عمری اما در کجای آینه می زیستم بی تو حتی در نگاه لحظه ها هم نیستم برچسبها: منتظر, [ جمعه 25 اسفند 1391
] [ 12:2 ] [ حامد ] قانون تو تنهایی من است . . . . و تنهایی من قانون عشق ! عشق ارمغان دل دادگیست . . . . و این سرنوشت سادگیست ! چه قانون عجیبی . . . . چه ارمغان نجیبی . . . . و چه سرنوشت تلخ و غریبی . . . . که هر بار ستاره های زندگیت را ، با دست های خود راهی آسمان پر ستاره کنی . . . . و خود در تنهایی و سکوت . . . . با چشم های خیس از غرور ، پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی . . . . و خاموش و بی صدا . . . . به شادی ستاره های از تو گشته جدا ، دل خوش کنی . . . . و باز هم تو بمانی و . . . . تنهایی و . . . . دوری . . . . ! برچسبها: قانون, [ سه شنبه 22 اسفند 1391
] [ 13:50 ] [ حامد ] دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است … برچسبها: رسم عشق, [ چهار شنبه 16 اسفند 1391
] [ 14:43 ] [ حامد ] به چشمای خودت قسم برچسبها: برای اونی که دیگه نمیاد!, [ سه شنبه 15 اسفند 1391
] [ 18:52 ] [ حامد ]
برچسبها: بیچاره سنگ, [ سه شنبه 15 اسفند 1391
] [ 18:35 ] [ حامد ] برچسبها: نیومدی"شکستم , [ سه شنبه 15 اسفند 1391
] [ 18:18 ] [ حامد ]
تو گذشته ها هر وقت صحبت می شد می گفتند… آدم یک بار به دنیا میاد و یک بارم از دنیا می ره . آره ،آدم یک بار به دنیا میاد ولی رفتنش یک بار نیست ، که ای کاش می بود … یک روز از یادم برد و من حس کردم دنیا تمام شد ،ولی صبر کردم . دل کندن که مثل دل بریدن نیست . او دل برید ولی من نتوانستم دل بکنم . وباز صبر و انتظار … گفتم از یاد رفته ام ، از دل رفته ام خاطرات که تمام شدنی نیست . از دیارم رفتم که هیچ شکل و هیچ زبانی آشنا نباشد … خاطرات همان است که بود همچنان زنده ام . از دست رفتم ، از یاد رفتم ، از دل رفتم ، از شهر رفتم از دیارم بریدم . ولی باز هم نشد … دل کندن اگر اسان بود ، فرهاد به جای بیستون دل می کند !! برچسبها: دلکندن سخته"دلکندن اگه اسون بود, [ دو شنبه 13 اسفند 1391
] [ 23:13 ] [ حامد ] [ پنج شنبه 10 اسفند 1391
] [ 11:53 ] [ حامد ] ﺑﺮﺍی ﻓﺼﻞ ﻓﺼﻞ ِ ﺷﻮﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭﺕ ﺑﺮﺍی ﻋﻄﺮ ِ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﺧﻴﺎﻟﻢ ﻧﻮﺭ ﻣﯽ ﭘﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺭﻭی ﮐﺎﻏﺬی ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺳﺒﺰﯾﻨﻪ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ِ ﺑﺎﺭﯾﮑﻢ ﺷﺪﻩ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ِﺍﺷﮑﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ ﻫﻮﺍ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺗﮑﺎﻧﺪ ﺑﺮ ﺷﻔﻖ ﺁﻧﺠﺎ ؛ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ _ ﻭﺍﺍﺍی ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ! ﻟﺐ ِ ﮐﺎﺭﻭﻥ ﺍﺯ ﻟﺒﻬﺎی ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯽ ﮔﻴﺮﺩ ツ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﺟﺸﻦ ِ ﺣﻮﺗﻢ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ِﻋﺸﻖ ﺷﻴﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﻝ ِﻫﻤﺮﻧﮓ ﺍﻗﻴﺎﻧﻮﺱ ﺁﺭﺍﻣﻢ _ ﮔﻬﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﮔﻪ ﻫﻢ ﻣﺤﻮﺭ ِ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ِ ﺯﺭّﯾﻦ ﺍﺳﺖ ... ﻟﺒﺎﺱ ِ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺗﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ِ ﺭﻭﯾﺎی ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﻢ ﻭ ﻧﺮﮔﺲ ﻫﺎی ﻣﺴﺮﻭﺭ ِ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ِ ﻣﺎﻫﮏِ ﺑﮕﺬﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﻴﺮﻡ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﺖ ﺑﻬﺎﺭی ِ ﺑﻬﺎﺭی ِ ﺑﻬﺎﺭی ﺑﺎﺩ... برچسبها: تولد, [ پنج شنبه 10 اسفند 1391
] [ 10:49 ] [ حامد ] من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو برچسبها: اشعار مولانا, [ شنبه 5 اسفند 1391
] [ 19:38 ] [ حامد ]
عاشق هرکس شدم ... شد نصیب دیگری
برچسبها: رسم عشق, [ جمعه 4 اسفند 1391
] [ 1:47 ] [ حامد ] [ جمعه 4 اسفند 1391
] [ 1:15 ] [ حامد ] ﺗﺸﻨﻪ [ سه شنبه 1 اسفند 1391
] [ 23:8 ] [ حامد ] |
|
[ طراحی : سليم هاست ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |